جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
399
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
نخواهد ، برادر انسان است ! و اگر آزادى شرافتمندانه در نزد وى حق مقدسى نبود ، هيچوقت پيروان راه و روش مسيح و پيروان طريق محمد را به يك نسبت ستايش نمىكرد ! ما در گذشته داستان على را با آن مرد مسيحى كه زره جنگى او را دزديده بود - و مدعى بود كه آن را خريده است - خوانديم و ديديم كه چگونه مانند دو انسان همطراز و مانند يك پدر نسبت به فرزند ، با او رفتار كرد و چطور در برابر « شريح قاضى » هردو يكسان براى محاكمه ايستادند ، و چگونه سرانجام اين مرد مسيحى در جرگه كسانى قرار گرفت كه با خون و جان از امام پشتيبانى مىكردند ! و چه بسيار در گوشه و كنار حجاز و عراق ، اخبار و گفتههاى على طنينانداز است كه از ژرفاى عدالت گوينده آن حكايت مىكنند ، مثلًا در آنهنگام كه به گوش على مىرسيد صاحب عقيده و دين ديگرى را بهزور مىخواهند از عقيده خود بازگردانند و يا بر او ستم كنند . . . و چه بسيار مردمى كه شاهد بودند على روزى در مسجد مدينه ، در حالى كه عمامه سبز خود را بر سر نهاده بود ، با كمال جديت چنين مىگفت :